تبليغاتX
عشق - عزیزمن

عشق

عشق

عزیزمن

برایت بارهابایدبگویم که دررگ های من جاری شدی چون خون

 

که ازمن ساختی باردگرعاشق ،شاید

 

ازشکوه خانمان سوزبرایت بارهاقسم بایدیادکرد

 

برایت بارهابایدسرسجده فرودآورد،شاید

 

زدست توبه تاریکی کوهستان غم بایدسفرکرد

 

به دنبال توتاخورشیدبایدرفت

 

به پیش پایت شایدکه چون یک مشت خاک بی بهاگردم

 

برای قلب تو،شایدخداگردید

 

نمی دانم که درجای نگین زرین کلاهت جای می گیرم ویادرزیرپاهای تو

 

بی رحمانه می میرم،شاید

 

نمی دانم که بعدازسالهای سخت ودشوارکه بعدازروزهای گرم وشیرین

 

زمان مردنم آیادرآغوش توجانم راخداگیردویااین آرزوازنطفه می میرد....

 

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هفتم آذر 1385ساعت 9:24 PM  توسط بهار  |